تبليغاتX
راه باریکه
خدایا... تو همون طوری هستی که من دوست دارم... پس منو اون طور کن که خودت دوست داری
 هر چه از دوست رسد نیکوست
 

                                                 "به نام حضرت دوست"

 

گاهي اوقات  تو زندگي اتفاقاتي ميافته كه مهر و محبت خدا ملموس تر از هميشه به نظر مياد.

نظر شما چيه؟ با اسم ، بي اسم از مهر و محبت خدا بگين .....

شما مهر و محبت خدا رو چگونه ديدين؟

چگونه ميبينين؟

در چي ديدين؟

در چي ميبينين؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

 

نيمه شب است .

يوسف با پروردگار خويش راز و نياز ميكند.

نا گاه فرشته ي وحي بر او نازل ميشود:

اي يوسف زمان ان رسيده است كه رسالت خويش را اعلام كني

يوسف سيماي دوست داشتني و مهربان پدر را ميبيند كه به او رسالتش را مژده ميدهد

روز ميشود و يوسف رسالتش را اعلام ميدارد........

هركس به نوع و طریقی ايمان مي اورد و بعضي ايمان نمي اورند.....

 

اما كسي از ميان جمع سخني ديگر ميگويد :

 

 

 

اگر مهرباني خدايت به مهرباني تو ميماند ، به او ايمان مي اورم.....

 

 

 

اين فكر در ذهنم ميجوشد :

 

 

 

آيا قدر و اندازه ي محبت دوست در درون رسول مهربانش جمع ميشود؟.....

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387  |
 
 

 

 

                                        « بسم الله الرحمن الرحیم »

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ریحانه در شنبه چهارم آبان 1387
 شروع از نو

                                  

                                   « اعوذ بالله من الشيطان الرجيم»

                                      « بسم الله الرحمن الرحیم »

 

من ميگم كه ادم بايد دليل انجام اعمال ديني رو بدونه و انجامشون بده. توضيح دقيق و كاملترش رو در بخشي از سخنراني حجة الاسلام قرائتي در13/10/76 بخونيد:

{اصولاً تمام احکام الهي كه اسلام به انجام آن دستور داده است، بي‌دليل نيست.

همه‌ي احكام دليل دارد كه دليل آن در قرآن آمده است.

بعضي‌ها هم در روايات است.

اما بعضي هم دليل نمي‌خواهد. چون بسيار روشن است. مثل اينکه بگويند: چشمت را روي هم نگذار و راه برو.

بعضي‌ها را عقل مي‌گويد.

بعضي‌ها را روايت مي‌گويد.

بعضي‌ها را قرآن مي‌گويد.

بعضي‌ها هم امتحان است و دليل دارد. اما خداوند مخصوصاً دليلش را نمي‌گويد. فقط براي اين که ما دوره ببينيم و تسليم بشويم.

خود تسليم هم يك دليل است. يعني هرکس شيرجه مي‌رود، حتماً براي اين نيست كه چيزي را كه در استخر افتاده است دربياورد.

اصلاً خود شيرجه‌هم يك ارزش است. حتي اگر چيزي از داخل استخر بيرون نياورد.

 

اصلاً همين که من بنده‌ي خدا باشم، يك ارزش است که آدم بگويد: من بنده‌ي خدا هستم.

 

اگر پزشک براي شخصيت والايي نسخه بنويسد، افتخار مي‌کند. يک ميوه فروش اگر خربزه‌اش را به يك شخصيت مهم بفروشد، افتخار مي‌کند و مي‌گويد: يك سري از ميوه‌هايم را فلاني خريد. اگر شما نزد بوعلي سينا بنشيني، لذت مي‌بري.

 

من با خدا حرف مي‌زنم تو با چه کسي حرف مي‌زني؟ من افتخار مي‌کنم که با خدا حرف مي‌زنم. تو يك فکري به حال خودت کن که از خدا جدا شدي و با ديگران حرف مي‌زني.

 

اصلاً حرف زدن با خدا افتخار است.

 

امام باقر(ع) فرمود: «إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً»(كنزالفوائد، ج‏1، ص‏386) من کيف مي‌کنم. افتخار مي‌کنم که دارم با خدا حرف مي‌زنم. پس جايي هم که دليل ندارد، خود بنده‌ي خدا بودن يک دليل است.

 

من بنده‌ي خدا هستم.}

 

پی نوشت ها:

 ـ در اين چند وقت كم و بيش روش هاي مختلفي براي كار در اين وبلاگ به ذهنم رسيده .در بعضي موارد در حال ازمون و خطا هم بودم. ولي اگر شما دوستان هم پيشنهادي داشته باشين ، خوشحال ميشم واستفاده خواهم كرد كه براي پيش روي همه مون مفيد باشه.

ـ ایمیل نفرستید. سایت نو اور هر چند وقت یه بار باز میشه که روز هاش هم معلوم نیست.

ـ به طور جزء: به امید روزی که سرویس دهنده هایي عالي ، همیشه فعال و پر کاربر کاملا ایرانی در کشور خودمون داشته باشیم. 

|+| نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه دوم آبان 1387  |
 
 
بالا